X
تبلیغات
رایتل

و هنوز تو را دوست می داشت...

چهارشنبه 9 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 03:04 ب.ظ

وقتی شب چشمانت به سیر اشک نشست .

و در دریای نگاهت زورق عشق من روان گشت.

حس دلربای وحشتزایی به درونم پا گذاشت .

با آرامشت هم آغوشم کردی ، شانه ام را با پاکی چشمانت شتشو دادی.

لبانم را با عشق پاکت هم بستر ساختی و در حریم نفسم  آرام گرفتی.

غافل از دلم که چه ستاره باران بود.

و هنوز تو را دوست می داشت...

 

-دلبرم !

من یه زورق شکسته نمی خواهم ، پاروهایم را به من برگردان...!

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo