خوشم خوشم چنان خوشم،که غصه هامو می کشم/خوشم که از تو پر شدم جایی که دستام خالیه/وقتی که رویا می بافم،اسمو تو نقش قالیه/خوشم که تا تو می رسم ،صاحب این ضیافتم/خوشم خوشم چنان خوشم، که غصه هامو می کشم/همه ته ته سفر، فقط منم که چاوشم /خوشم که آزادی تو ، به دست خنده ی منه بوقت تلخ بیخودی،عشقه که دل دل میزنه /خوشم که سایه های ما ، دلیل رقص آ تشه پاکی تو پاکی من ، حکایت سیاوشه /خوشم چنان خوشم، که غصه هامو می کشم همه ته ته سفر، فقط منم که چاوشم /خوشم که همسایه شدم ، با شب آفتابی تو خوشم که رویای توام ، دلیل بی خوابی تو/تو هم بوقت ناخوشی،باید به رویا بزنی /در شب بی حرفی ما ، باید سکوتو بشکنی /خوشم خوشم چنان خوشم،که غصه هامو می کشم /همه ته ته سفر فقط منم که چاوشم
چشمهایت
خلوت خالی و خاموش / مرا تو پر از خاطره کردی ای مرد / شعر من شعله احساس منست / تو  مرا شاعره کردی ای مرد
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
آرشیو

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 9 آذر ماه سال 1384
و هنوز تو را دوست می داشت...

وقتی شب چشمانت به سیر اشک نشست .

و در دریای نگاهت زورق عشق من روان گشت.

حس دلربای وحشتزایی به درونم پا گذاشت .

با آرامشت هم آغوشم کردی ، شانه ام را با پاکی چشمانت شتشو دادی.

لبانم را با عشق پاکت هم بستر ساختی و در حریم نفسم  آرام گرفتی.

غافل از دلم که چه ستاره باران بود.

و هنوز تو را دوست می داشت...

 

-دلبرم !

من یه زورق شکسته نمی خواهم ، پاروهایم را به من برگردان...!

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 28960


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
با عشق زندگی می کنم و عاشق عشقم
از باران لذت می برم چون زیر باران عاشق شدم
یاس سفید را می پرستم چون تداعی روزهای پاک کودکی است
فرهاد مهراد را چون اسطوره ای یافتم ، که می ماند
تنهاییم را با سهراب قسمت می کنم
و با فروغ به تکامل زن نزدیک می شوم
گاهی چیزکی می نویسم که احساس و بس
در عشق صادقم و پاک
و تا لحظه ای که نفس می کشم به آن دوچشم عاشقم
پس تا هستم برای تو می نویسم
تقدیم به چشمانت...

شناسنامه کامل من...
 هر سال، سال کوروش بزرگ