X
تبلیغات
رایتل

چهارشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 02:44 ب.ظ

وقتی چشمات هم میاد           دوتا ستاره کم میاد

یه سکوت تلخ توی خونه بهم میگه جات خیلی خالیه
مث از دست دادن یه آرزو
راستی تو رو توی کدوم جاده تنها گذاشتم...
لبات کی بدون من خندید
دستات با عشق کی گرم شد
خستگیات با دیدن کی بیرون شد
لحظه هات با فکر کی پر شد
وچشمات کی به روی من بسته شد...  
چشمات...
یه چیز را میدونی چشمات واسه من عادت خوشبختی...
برق ناز چشمای قشنگت یعنی تمامی بودن
یه حس نو دست نخورده
هنوزم نمی دونم توی نگات چی پیدا کردم
که به خاطرش میشد از همه چیز گذشت
ولی چیزی بود که تو این زمونه کمتر پیدا می شه
و اون تنها چیزی بود که خلا درون من را پر میکرد...

حالا ازت یه چیز میخواهم ... ستاره های آسمونم را پس بده...
فقط همین...
 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo